چادر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
براے تو مینویسم...

تویے ڪہ "زیباییِ زلیخایی" داری
ولے...
منش مریم گونہ ات،
اجازہ نمے دهد 
ڪہ از آن سوء استفادہ ڪنی
و نمے گذارد 
ڪہ زیبائیت را دستمایہ آزار دیگران ڪنی

〰 ڪاش ڪمے از منش تو را
پسرانے داشتند ڪه
یادشان رفتہ باید وارث نجابت یوسف باشند...
 
 
 

وَ تو اے بـانو

هَمیـטּرا بِداטּوبَس⇣

صَدام وجَنگ ومیـטּوتَركش،

هَمه اش بَهانه بود...

⇦شَهید⇨فَقط خواست ثابت كُند

⇦چادر⇨در این سرزَمیـטּ

تـا بخواهـےفَدایےدارد...

ذوق..دق

دلتنگی ام را
كجا فریاد بزنم؟!

پشت كدام واژه 
كدام شعر
كه بخوانی و آرام جانم شوی 

نفس كم آورده ام
برگرد 
تا پنجره ی دلم را
رو به بهار آغوشت باز كنم

كمی هوا لطفا!

 

 

 

 

 

 


کـــاش میشد 
برای ساعتی مُـــرد
آنـوقت است که میفهمی
چه کسی از نبـودنت دق میکنـد
و چه کســی ذوق
دلم ساعتی مـردن میخـواهد..

 

 

 

 

 

 

سخت است...


چقدر سخت است ...
هر شب قبل از خاب ...
اول بغضت را بخابانی ...
بعد خودت را ... !

نمیشود

جیک جیکِ مستانِ من تو بودی !
راستش
از همان روزهای اول
هم فکرِ پاییز بودم هم زمستان
اما حیف .. که نمی‌شد
بودنت را
آغوشت را
رج به رجِ داشتنت را
انبار کرد ...

 

جای دوری نمیروم


جای دوری نمیروم ؛
کمی تا پشت پرچینها یا دورتر ؛

برای درختی آواز بخوانم ؛
که مشتش در هوا گره خورده ؛
و سالها پیش 
مرده است !

جای دوری نمیروم 
میروم عاشقی کنم ؛

حتی با درختی مرده ؛
که پنج انگشتش هنوز 
آسمان را چنگ میزند !

جای دوری نمیروم .....!

 

بلا

انصافن دلتنگی باید جزو بلاها حساب بشه...!!!
.
.
.
.
.
قدرت ویرانگریش خیلی زیاده...!!!

 

تلخه تلخ

جایزه حساس ترین میوه هم میرسه به لیمو شیرین...!!!
.
.
.
.
.
تا دو دقیقه دیر میرسی باهات تلخ شده...!!!

صعود

هر کس در زندگی خود یک کوه اورست دارد
که سرانجام یک روز باید به آن صعود کند…!
زمین خوردی!؟ عیبی ندارد…
برخیز…!
نگذار زمین به جاذبه اش ببالد…
سرت را بالا بگیر…
قدرت دستانی که به سویت دراز شده از یاد برده ای!!؟؟
کوله بارت ریخت!؟
عیبی ندارد…
سبک باشی راحتتر اوج میگیری ..
.

باران اتفاقی است....

 

 

 

 

 

 

 

غمی نشسته بردلم مرارها نمی کند

نگاه کن که با دلم چه کارها نمی کند

ببین کنار لحظه ها تن شکسته ی مرا

بیا که بی تو غم مرا از خود جدا نمی کند

تمام خلوت مرا شکسته حجم خستگی

چگونه دست های تو مرا دعا نمی کند

قسم به خلوت دل و ترانه های خسته ام

کسی در خیال را بجز تو وا نمی کند .

 

 mohammad ali and  fatemeh and me

این پستو رمز داره رمزشم به بعضیا میدم..بعله

ادامه نوشته

شاد بودم.....

بعدمدت ها اومدم وب

هنوز روزام سخت میگذره

هنوز حالم گاهی بده

هنوز شبام باگریه سرمیشه

هنوز دلم یهوویی میگیره

هنوز ....

ولی هنوز دارم نفس میکشم

هنوز گاهی از خنده اشک از چشام میاد

هنوز نفس میکشم

 

هنوزم.....

....

یه چندتا جمله هس حس وحالشون خوشگله

لذت ببرید

 

زیباترین جمله ی پدر ژپتو به پینوکیو
:
چوبی بمان،دنیای آدم ها سنگین است...!

....

من حتی واس درد ودل کردنم
کسی رو ندارم که درکم کنه
همیشه دلم سمت دریا که رفت
یه موجی میاد تا که ترکم کنه....

 

......

عجب روزگاریست!ها...هیچکس به سکوت آدم نمیرسد همه منتظرند به دادت برسند!

........

من از شدت بغض گلو درد گرفتم وهمه گفتند:سرداست لباس گرم بپوش!

.....

خداجووووون
این تیکه هایی از زندگیو که دلمون از همه میگیره رو بزن بره جلو
خواهشا
اصلا فوتش کن .هلش بده .هرکاری میکنی فقط بزن جلو
بزن جلووووووو...نزار یادمون بمووونه:((



ضربدر های قرمز میزنم به این روزها
که یادم بماند؛که یادم نماند این روزها
:(
:(
:(

 

...

 

.یه آدمهایی ناراحتمون میکنن 
که ما رومون نمیشه از دستشون ناراحت بشیم!

.....

..وقتی یکی حالش خوب نیست تنهاش بذارید
ولی تنهاش نذارید!
:(
:(
:/

 

 

....

 

بعضی از آهنگا خیلـــــــــــــــveryــــــــی نامردن
:(

 

..........

یه جایی 
یه وقتایی
وقتی غش کردیم از خنده یهو دلمون میگیره
خیس میشیم از گریه!
آآآآآخ
لعنت به اون جا واون وقتا....لعـــــــــــــــــــنــــــــــــــتـــــــــ
نوشته:ماه کوچولو

 

...

دلم میخواد بنویسم
اما نوشتن که ندارد
"من رسما خسته شده ام"
"من رسما کم می آورم گاهی"
"من رسما شکسته ام"
من رسما متعلق به سیزدهم هستم"
"من رسما...."
نوشته:ماه کوچولو

...

 

یه وقت به سرت نزند! که شعرهایم را بتکانی…

چرا که رسوا خواهم شــــــــــــد…!

و همه خواهند دید!!

لحظه لحظه تــــــو را در میان واژه هایم!!!…

 

....

 

هنوز هم كسی نمیداند:

چوپان قصه ها

دروغ میگفت تا...

تنهایی هایش بشكند

اااااااااااااااااای مردم

گرگ گوسفندهای مرا هم خورد

 

 

...

 

آدمهای زمین
عجب آدمهایی هستند
بسیاریشان از دروغ دیگری حرص میخورند اما خودشان دروغگو اند
بسیاری شان میگویند دروغ نگو اما فقط دروغ هارا باور میکنند
وبه حرف راست که میرسد برایشان واجب است چهارده معصوم را قسم بخوری که شاید باور کنند...هه
آدمهای این حوالی عجیب آدمهایی هستند
تو برایشان میمیری وآنها بجای تب کردن میگویند "بدرک"
آدمهای این حوالی عجب آدمهایی اند....
گاهی چقدر سرد..گاهی چه بی تفاوت...گاهی هم شاخ...همانکه روی سره گاو است...آری همان
وقتی دیر جواب میدهند یا بی تفاوت میشوند یا اصلا اعتنایی نمیکنند...حس شاخ بودن دارند...همانکه روی سره گاو است
گاهی که محبت میکنی وبی تفاوت اند
حس شاخ بودن دارند
گاهی که چه زود قضاوتت میکنند...
آهای...آدم های این حوالی...مرخصی نمیروید؟
خسته شده ام...خسته شده ایم...محض رضای خدا شده برای چندساعت مرخصی بگیرید
اصلا بیایید خودم برایتان مرخصی ساعتی بگیرم
فقط نباشید....کمی نباشید...اینگونه که هستید کمی نباشید
به آدمهای این حوالی بفهمانید....عزیزان ما همیشه نیستند گاهی هم پرمیکشند وآنوقت شما میمانیدو وانبوهی جای خالی
آدمهای این حوالی عجب آدم هایی اند....
نوشته:ماه کوچولو

 

....

بـــﮧ یکـــc [اتفاق] خوبــc

جهتـــc [افتادטּ] نیــازمندیم